نقد فیلم «زن و بچه»/ بشمار یک، بشمار دو…
علیرضا رحیمی منتقد سینما طی یادداشتی در نقد فیلم «زن و بچه» به کارگردانی سعید روستایی، نوشت: «این فیلم یکی از ضعیفترین ساختههای کارنامۀ سعید روستایی به شمار میآید و تنها چالش بزرگ این اثر، ثبت رقم رکوردیست که خمیازههای مخاطبان پیگیر سینما در حین تماشا برجای میگذارند، بهطوریکه با افتخار میتوان با هر بار تماشای فیلم، میزان این رکورد را جابهجا کرد.»

به گزارش هنرقم به نقل از شهربیست، «زن و بچه» روایت زندگی «مهناز» است؛ زن ۴۵ سالهای که پس از مرگ همسر، در کنار دو فرزند نوجوان و کوچک خود زندگی سختی را سپری میکند. او پرستاری است که در آستانه ازدواج با «حمید»، راننده آمبولانس، مدام در معرض تنشها و مشکلات خانوادگی قرار میگیرد. اخراج پسر نوجوان و دردسرساز «مهناز» از مدرسه و رفتار خشونتآمیز پدر شوهر سابق با کودکانش در ادامه بر بحرانهای زندگی او میافزاید.
چنین به نظر میآید که فیلم در تلاش است تا ساختارهای تبعیضآمیز و نامتوازن در یک جامعۀ مردسالار را به نمایش بگذارد اما آنچه از زیست «مهناز» به من مخاطب به دست میدهد، سهلانگاریها و غفلتهای توأمان خود او نسبت به خانوادهاش و تصمیمات غلط خود اوست که مسبب اصلی معضلاتیست که بحرانهایی پیدرپی، زندگی او را آشفتهتر میکند.

در واقع پی گرفتن معلولها ما را به نشانی درست فیلم یعنی جایی میبرد که از قضا فیلمساز اشاره به آنها ندارد. شکستهای «مهناز» ماحصل تصمیمات اشتباه خود اوست. اگرچه که روزگار نامراد بوده و آدمهای بهتری میتوانست بر سر راه او قرار گیرند، اما این به هیچ وجه نافی انتخابهای بحرانزای خود او نیست. حتی اگر فیلمساز به دنبال خواستۀ دیگری و استیفای دیگری بوده باشد. از طرفی جنس بازی و اصولاً انتخاب «پریناز ایزدیار» برای چنین نقشی به نظر نمیتواند از پس ایدههای فیلمساز برآید و مخاطب را مدام از کاراکتر «مهناز» دور میکند.
فیلم «زن و بچه» در ادامۀ مسیر ساخت فیلمهایی با مضامین اجتماعی و رئالیسم خاصی است که سعید روستایی در آثار قبلی خود نیز مانند «ابد و یک روز» و «متری شیش و نیم» سخت دلبستۀ آن بوده است اما اینبار اتفاق دیگری در فیلم اخیر رخ می دهد؛ به نظر میرسد هدف از ساخت فیلم، بیشتر روشن کردن وضعیت فیلم قبلی خود یعنی «برادران لیلا» و پاسخ ضمنی به تمامی ابهامات و حواشی آن بوده است.
گویا فیلمساز تلاش دارد تا از هر نوع شائبۀ تعمیم نماد و هرگونه استعاره خود را مبرا کند و اگر از یک خانه سخن میگوید خانه بما هو خانه منظور اوست. خانه همان مکان جمع آمدن یک خانواده است و هیچ تعمیم به غیر از خود ندارد. پس همچون یک راوی رمان قرن نوزدهمی، پر از حشو و زواید از پیرامون قهرمانان قصۀ فیلم میشود. نتیجه، اثری بسیار شلوغ و آشفته در پی دارد. به طوری که فیلمساز از تمرکز بر هستۀ مرکزی قصه به دلیل استراتژی غلط او بر نمایش شلوغ و آشفتۀ حواشی پیرامون زندگی قهرماناناش چنان عاجز مانده که موتور محرکۀ فیلم را ضعیف کرده و نتوانسته تصویر یکدست و محکمی از قصۀ اصلی فیلم به دست دهد.

در این آشفته بازار آدمها و اتفاقات ریز و درشت، به جز پسر نوجوان فیلم در نقش «علیار» با بازی «سینان محبی» که نوید ظهور بازیگر خوبی را در آیندۀ سینمای ایران میدهد، باقی بازیها چنگی به دل نمیزند و در یادها نمیماند.
«پریناز ایزدیار» در نقش «مهناز» همان میمیکها و همان بازیهای فیلمهای قبلی را تکرار میکند. «پیمان معادی» نیز اصلاً در قوارۀ نقش «حمید» انتخاب درستی نیست و به نظر میرسد صرف حضور ثابت در گروه تولید آثار سعید روستایی، این نقش را برای دوختهاند. حتی حضور کوتاه «حسن پورشیرازی» نیز نتوانسته آن قدرت شگفت بازیهای او را به نمایش بگذارد و حتی برای دقایقی چرت مخاطب را پریشان کند.

دوربین گیج و سرگشتۀ سعید روستایی نیز انگار همیشه از درون فضاهای بسته به بیرون نظارهگر است و نمیتواند اطلاعات دقیقی از فضای پیرامون بدهد و فضا در محاصره و محاط بر اتفاقات درون فیلم است، چنانکه در بسیاری موارد، چشمان مخاطب را خسته میکند و از پی گرفتن مسیر ورود و خروج سوژههای درون قاب فیلم دلزده میکند. زومهای بیمورد دوربین بر سوژهها بیش از آنکه افشاگری کند و شبیه یک دوربین حی و حاضر مخفی باشد، بیشتر به نظر میرسد ناشی از ضعف در طراحی میزانسن و جای دوربین بوده است.
در مجموع فیلم «زن و بچه» در کارنامۀ سعید روستایی یکی از ضعیفترین ساختههای او به شمار میآید و تنها چالش بزرگ این اثر، ثبت رقم رکوردیست که خمیازههای مخاطبان پیگیر سینما در حین تماشا برجای میگذارند بهطوریکه با افتخار میتوان با هر بار تماشای فیلم، میزان این رکورد را جابهجا کرد.
بشمار یک، بشمار دو…

