اخبار ویژهادبیاتخبرها

عصرانه داستان پنجاه و سوم و کتاب «از سلاخ‌خانه تا…مهدیه»

عصر سه‌شنبه ۲۰ آذر ماه ۱۴۰۳، ‌کتاب «از سلاخ‌خانه تا...مهدیه»، منتشر شده در نشر "بین‌الملل"، با حضور "ابراهیم اکبری دیزگاه" نویسنده و "دکتر محمدحسین سرانجام"، منتقد ادبی در حوزه هنری قم معرفی، بررسی و نقد شد.

به گزارش هنرقم، در ابتدای این نشست که در سالن مهر حوزه هنری قم برگزار شد، رویا حسینی مجری کارشناس، درباره این کتاب گفت: روال عصرانه‌های داستان، بر بررسی محموعه داستان و رمان بود، اما در این جلسه یک ناداستان را برای نقد و بررسی انتخاب کردیم تا ببینیم چطور نویسنده‌های داستان‌نویس می‌توانند روایت‌هایی با کشش و جذابیت یک رمان بنویسند.

ابراهیم اکبری دیزگاه در توضیح اثر خود گفت: نکته اول اینکه برای رمان‌نویس فرقی نمی‌کند که شخصیتش واقعی باشد یا تخیلی. اون شخصیت را پرداخت می‌کند. اتفاقا سختی کار در این است که وقتی شخصیت واقعی ست، نویسنده باید به او فرم دهد و بخشی را که لازم دارد، انتخاب کند. به این ترتیب فاصله بین رمان و ناداستان برداشته می‌شود.

نکته دوم، وضعیت کنونی ادبیات داستانی ماست که حیات از هنر ما کوچ کرده است. مثلا داستان کوتاه تبدیل به یک امر مکانیکی شده که در لابلای آن حرف سیاسی زده می‌شود. ژانر ادبیات داستانی مستند، که همان ناداستان است، از زندگی حرف می‌زند و مخاطب زندگی را دوست دارد.

دکتر سرانجام در بررسی اثر بیان کرد: اگر کاری درمی‌آید که ارزش خواندن دارد، حتما زحمت چندین ساله‌ای پشتش هست. شخصیت نویسنده روی کتاب تاثیر گذاشته است. براتیگان می‌گوید که هفت سال شعر گفتم تا یاد بگیرم با کلمات کار کنم. آقای دیزگاه هم سال‌ها کار کردند تا کلمات را در قبضه خود بگیرند و نثری روان و بدون دست‌انداز داشته باشند.

چیز دیگری که روی کتاب تاثیر داشته، شخصیت غلام است. نه حتی ماجراهای او، بلکه خود شخصیت غلام. شاه‌غلام از بازمانده‌های تاریخ جوانمردی و فرهنگ فتیان است. این مرام و مسلک اول روی بدن و قوه غربیه کار می‌کنند، بعد روی تفکر.

اما کتاب از لحاظ ساختار می‌توانست فضای گفتگو میان راوی و نویسنده را داشته باشد تا ما صمیمیت بیشتری با شاه‌غلام پیدا کنیم.

در ادامه اکبری دیزگاه بیان کرد: شاه‌غلام از سلاخ‌خانه حرکت کرده به سمت مهدیه. نه از سلاخ‌خانه خارج شده و نه در مهدیه سکنی گزیده.
من بر اساس دانش رمان، یک مسئله اصلی را برای او قرار دادم و آن، پدر بود. شاه غلام که هیچکس را نداشته، از یک جایی می‌فهمد که بدن کافی نیست و به دنبال پدر می‌گردد. کافی برای او پدر می‌شود.

عصرانه‌های داستان، ماهانه، به همت واحد آفرینش‌های ادبی حوزه هنری قم برگزار می‌شوند.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا