زبان متفاوت مجموعه شعر «و عصر نیمهی اردیبهشت یک زن بود»

منتقد: عباس صفری
مجموعه شعر «و عصر نیمهی اردیبهشت یک زن بود»، اثریست از زهرا سادات هاشمی که در ادامهی این متن به معرفی و بررسی آن خواهیم پرداخت.
بگذارید اینبار با روش جدیدی عمل کنیم و از ابتدا، میانه و انتهای این مجموعه شعر سه بیت را به صورت اتفاقی انتخاب و به نمایش بگذاریم . حال این سه بیت را باهم میخوانیم :
هوای جاده سرد و گردنه تا گردنه اندوه
مرا دستان سنگین زمستان دور گردن بود
بی عشق حتی گریه حتی آه سخت است
بی عشق در هر جاده باشی راه سخت است
مادر خیال قد تو را آه میکشید
چون آه قد کشیدهی او قد کشیدهای
این نکته خود حائز اهمیت است که اشعار این شاعر هم مانند اشعار دیگر بانوهای شاعرمان با زنانگی همراه است و به ما میفهماند که حاصل خیال خلاق یک زن است.
زبان شعر در این مجموعه کاملا منحصر به فرد است، طوری که میتوان گفت کمتر اینگونه شعر از زبان شاعران دیگر شنیده شدهاست. اشعار این مجموعه به قولی اصلا رک و راست نیست و با زبان ساده با ما حرف نمیزند و گاهی در بعضی ابیات خواننده را وادار به دقت مضاعف میکند تا منظور از گفتن چنین ابیات و آوردن چنین مضامینی را به ما بفهماند. همین امر هم حاصلش میشود : «و عصر نیمهی اردیبهشت یک زن بود» اثری که با آثاری که دارد خواننده را از خواندنش پشیمان نمیکند .
حالا وقتش رسیده که چند بیتی دیگر از این مجموعه را با هم بخوانیم:
بگو میشود دستهای خدا را
دوباره در این خاک مرده بکارم
در آسمان شما میتوان به حکم عشق
از ابرهای ندیدن گذشت و محرم شد
از شرع و عرف و خوب و بدت دور شو بیا
در من بهشتِ سادهتری روبهراه کن
یکی از نکات مثبت این مجموعهشعر ، اشعار آئینی آن است. یعنی شاعر به جز نگاه آزاد و اشعار عاشقانه، بینشی مذهبی دارد و حاصل آن همین اشعار آئینی است که حضورشان در این مجموعه باعث تنوع آن شدهاست . معنویتی که حاصل اشعار آئینی این مجموعه است، تفاوتی میان آن و برخی مجموعهشعرهای امروز ایجاد کردهاست که خود نکتهای مثبت برای این شاعر است.
حالا چند بیتی از اشعار آئینی این مجموعه با هم میخوانیم:
دست مرا بگیر زمین میخورم اگر
یک لحظه هم به حال خودم واگذاریام
شبیه هیچ زنی نیستی که آوردی
پسر شبیه تمام پیمبران لیلا
ولی برای عبور از خودم خدا رو شکر
مسیر سبز نجف کربلا فراهم شد
در این مجموعهشعر ما با شاعری کاملا احساسی مواجه هستیم که با جهانبینی متفاوتی که دارد، اشعاری با احوالات جدید را به ارمغان آوردهاست. هاشمی در این مجموعه به دنبال منتقل کردن حس خود است اما آگاه به این موضوع نیست که اتفاقاتی که پیرامونش به وقوع پیوسته، را هرکسی تجربه نکرده و به همین خاطر گاهگداری در این مجموعه، اشعاری به چشم میآید که هرکسی متوجه علتِ وقوعِ رخدادِ نهفته در آن نمیشود . به قولی خواننده نمیتواند به درستی و به راحتی با اشعار او ارتباط برقرار کند.
این مجموعهشعر به دو بخش دهه هشتاد و دهه نود تقسیم میشود. این دو بخش دو رنگ کاملا متفاوت دارند، طوری که در اشعار دهه هشتاد این شاعر بیشتر شاهد احساساتش هستیم یا به زبانی دیگر؛ حس منتقل شده از شعرش را نسبت به اشعار دهه نود اش بهتر درک میکنیم. اشعار دهه نود هاشمی با این که به خودی خود خوب است اما جزو آن دسته از شعرهایش است که هرکسی نمیتواند درک درستی نسبت به آن داشتهباشد.
از اشعار دهه هشتاد هاشمی برای مثال به شعرهایی میتوان اشاره کرد که شاعر در آنها از پدر و مادر خود سخن به میان آورده و هر کدامش به احساسات این مجموعه و حس منتقل شونده به خواننده میافزاید و حضورشان به این مجموعه زیبایی بخشیده است؛
من از نجابت گلهای لاله سادهترم
شبیه پاکی لبخند مادرم ، پدرم
پدر که آمده از کربلا و سوغاتیش
حریرِ چادریِ سادهایست روی سرم
وزن، یکی دیگر از نکته های مثبتی است که در این مجموعه مشهود است. شاعر در مجموعه آثارش از استفاده کردن از یک وزن دوری کرده و تلاشش را کرده تا از وزنهای متنوعی برای اغلب غزلهایش استفاده کند. غزل های هاشمی از وزن های متنوعی برخوردار است و جدای از بحث مضمون، مخاطب این اشعار از آهنگهای متنوعی که در غزلهای این شاعر در جریان است میتواند لذت مضاعفی ببرد. اگرچه اکثر قالبهای شعرهای این مجموعه غزل است اما گاهی چارپاره و مثنوی هم به چشم میآید. با این وجود با وزن های متنوعی اشعار او دارد همان غزلهایش هم آهنگی متفاوت با یکدیگر دارند. اما یک نکته مهم هم وجود دارد، آن هم اینکه گاهی اشعار این شاعر از نظر موسیقایی دچار سختخوانی میشود، به این علت که اکثرا شعرهایش مُقَفّا میباشد و ردیف ندارد. حتی بازی با کلمات و استفاده از ترکیب هم در بین اشعار هاشمی به چشم نمیآید و این خود نکتهای حائز اهمیت است.

